بنویسید زنی مُرد که زنبیل نداشت
پسری زیر زمین بود و پدر بیل نداشت!
بنویسید که با عطر وضو آوردند
نعش دلدار مرا لای پتو آوردند.

زمین نلرز، خانه های ما سست است.
زمین نلرز، خانه های ما کاه گلیست.
زمین نلرز، کودک من در کنج دیوار پر از خالی پهلوی عروسکش خوابیده است.
زمین نلرز، فردا می خواهم برای عروسی خواهرم کله قند بخرم.
زمین نلرز، هنوز به بی بی نگفته ام که چقدر دوستش دارم.
زمین نلرز، دستهایم هنوز میل به کار دارند. امروز دوباره لرزيد
برچسب:
نویسنده: میثم