|
دلتنگتم عشقم
گفتی دلتنگ دل نوشته هایم هستی....
اما مهربانم دیگر دلی برام باقی نمونده که بخواد از بس ناگفته ها بنویسه
خسته از گذشته های نچندان دور وبدون هیچ امیدی به اینده....
تنها کوله باری از خاطرات را به دوش میکشم
جایی سراغ نداری که بتوانم برای لحظه ای کوله ام را بگذارم و به اندازه چشم بر هم زدنی اروم بگیرم
نه....
ازمن نخواه که کوله ام رو برشانه های تو بگذارم...
حتی شانه های تو را در رویانیز ازان خود نمی دانم
این است حقیقت نه...
شانه هایت با ارزش تراز این است که ارامگاه من باشد
باارزش تر باور کن....
برچسب:
نویسنده: میثم