<no title> - تاریخ: 1392/1/4 ساعت: 20:51
برای بدست آوردنت نمی جنگم...!به تکدی قلبت هم نمی آیم...!دوستت دارم...فارغ از داشتنت......
<no title> - تاریخ: 1392/1/4 ساعت: 20:51
وقــتــی یــه دخــــتـر واســه یــه پـسـر اشــک مـیـریــزهیــعـنــی واقـعــاً عـاشـقـشــه امـّـــا . . .وقــتـی یــه پـسـر واســه یه دخـــتـر اشــکـ بـریــزهیـعــنــی . . . دیــگــه نـمـیـتـونــه هــیـچ دخـــتـر دیــگـه ای رو مــثـل اون دوســت داشـتـه بـاشــه
<no title> - تاریخ: 1392/1/4 ساعت: 20:51
لیلی گفت موهایم مشکی ست،مثل شب،حلقه حلقه و مواج ،دلت تو حلقه های موی من است.نمیخواهی دلت را آزادکنی؟نمیخواهی موج گیسوان لیلی را ببینی؟مجنون دست کشید به شاخه های آشفتهً بید و گفت :نه نمیخواهم،گیسوی مواج لیلی را نمیخوام، دلم راهم.لیلی گفت:چشمهایم جام شیشه ای عسل است،شیرین،نمیخواهی عکست را توی جام عسل ...
همانند توست ، مرا دوست ندارد ... - تاریخ: 1392/1/1 ساعت: 19:09
این روزها جای خالی " تـو " را با عروسکی پر می کنم ...! همانند توست ، مرا دوست ندارد ... احساس ندارد ! اما هر چه هست... " دل شـکـســتـن " بلد نیست ...
یهو .... یهو .... - تاریخ: 1392/1/1 ساعت: 19:09
بعضی آدمها یهو میان… یهو زندگیت و قشنگ میکنن… یهو میشن همه ی دلخوشیت… یهو میشن دلیل خنده هات… یهو میشن دلیل نفس کشیدنت..! بعد همین جوری یهو میرن… یهو گند میزنن به آرزوهات… یهو میشن دلیل همه ی غصه هات و همه ی اشکات… یهو میشن سبب بالا نیومدن نفست…
مــترجم .... - تاریخ: 1392/1/1 ساعت: 19:09
خـــدایـــــا از این به بعد به مـخلوقاتـت یک مــترجم ضـمیمه کن اینجـــا هیچ کس ، هیـــچ کــس را نمـیفهـمد ....
دلم تنگ شده .... - تاریخ: 1392/1/1 ساعت: 19:09
دلـــت کـه تنـگِ یـک نفـر بـاشد خودِ خــدا هم بیاید تا خوش بگذرد و لحظه ای فراموش کنی فایده ندارد تو دلت تنگ است .... دلت برای همان یک نفر تنگ است تا نیاید ، تا نباشد هیچ چیز درست نمیشـــود
تلـــــــخ شدی ... خیلی تلخ - تاریخ: 1392/1/1 ساعت: 19:09
چقدر تلخ شده ای .... آنقـــــــــدر کـه حتـی .... وقتـی صـــدایت را می شـنوم ، دیگر دلــــم برایت نمـیلرزد.
شــباهت .... - تاریخ: 1392/1/1 ساعت: 19:09
عجـیـــب شــباهتـی داشـتی با دریــا .... دریـا هــم وقتی غرقـش می شـی پسـت میـزنه
یک دفعه به آتش میکشد .... - تاریخ: 1392/1/1 ساعت: 19:09
دلتنگی عین آتش زیر خاکستر است .... گاهی فکر میکنی تمام شده اما یک دفعه وجودت را به آتش میکشد .
پیـشاپـش سال نو مبارک .... - تاریخ: 1392/1/1 ساعت: 19:09
خـــــداونـدا : در این آخـرین روزهـای سـال دل همـه کـسانی کـه دوستـشــان دارم را چنـان در جـویبار زلال رحمتت شسـتشو ده کـه هـر کجا تـردیـدی هسـت ایمــان و هـر کـجا زخمــی هسـت مرهــم . هـرکجـا نومیــدی هسـت امیــد و هـر کجـا نفــرتی هسـت عشـق جـای آنــرا فـرا گیرد . آمیـــــــن یا ربّ الــعالمــــــ...
می ترسم .... - تاریخ: 1392/1/1 ساعت: 19:09
دل واپسی من از نیامدنت نیست..... می ترسم در پس این دل دل زدن ها بیایی و دگر نخواهمت.....
بـاید ببـخشی .... - تاریخ: 1392/1/1 ساعت: 19:09
میگن آخــر سال هـر بـدی از هـر کسـی توی ســـال ۹۱ دیـدی بـاید ببـخشی و پـروندش و ببـندی .... امــا هر کاری میکنم پرونده امســال 2 نفـرو نمی تونم ببنـدم .... !!!
مــــــبـیـــــــــــــنــــــــــــــــا...! - تاریخ: 1391/12/30 ساعت: 15:27
مبینا!!! تنها اسمی هست که هر روز و هر شب تو ذهنمه!فقط یه اسم نیست! درواقع یه زندگیه! وجودم به وجود اون بستگی داره!کسیه که هروقت نبوده شبش گریه میکردم!چند ماه نبودش! منم چند ماه اشک! اومد باز! منم جون گرفتم! زندگی دوباره رو شروع کردم!توی اون چند ماه که نبودش همه چیزمو باختم!همه چیِز!خیلی بدیا در حقش ...
عاشق شکست خورده...! - تاریخ: 1391/12/30 ساعت: 15:27
از یک عاشق شکست خورده پرسیدم بزرگ ترین اشتباه؟گفت عاشق شدن گفتم بزرگترین شکست؟گفت شکست عشق گفتم بزرگترین درد؟گفت از چشم معشوق افتادن گفتم بزرگترین غصه؟گفت یک روز چشم های معشوق را ندیدن گفتم بزرگترین ماتم؟گفت در عزای معشوق نشستن گفتم قشنگترین عشق؟گفت شیرین و فرهاد گفتم زیباترین لحظه؟گفت در کنار معشوق...
خداحافظ...! - تاریخ: 1391/12/30 ساعت: 15:27
شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت ازیادم خداحافظ و این یعنی در اندوه تو میمرم در این تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد و برف نا امیدی ب سرم یکریز می بارد چگونه بگذرم از عشق و از دلبستگی هایم؟ چگونه می روی با اینکه می بینی چه تنهایم؟ خد...
نامرد...! - تاریخ: 1391/12/30 ساعت: 15:27
...هـــــــــــــــــــــــی تـــــــــــــــــــــــو...بــــــــــــــــــــــــی مـعرفـــــــــــــــت!میدونــــــــــی با این دل صاب مرده ما چی کار کردیــــــــــــــ؟!هان؟! میدونــــــی؟!خیلیـــــــــــــــــــــــــ نامردیــــــــــــــــــــــــ خیلیـــــــــــــــــــــــــــمگه بهت نگفتم نر...
خدایا شکرت...! ما دیگر فقیر نیستیم...! - تاریخ: 1391/12/30 ساعت: 15:27
خدایا شکرت........ما دیگر فقیر نیستیم!!!!!دیروز پزشک آبادی گفت:چشمهای پدرم.. پر از اب مروارید است!به آنهایی فکر کن که هیچگاه فرصت آخرین نگاه و خداحافظی را نیافتند...به آنهایی فکر کن که در حال خروج از خانه گفتند :"روز خوبی داشته باشی"، و هرگز روزشان شب نشد.به بچه هایی فکر کن که گفتند :"مامان زود برگر...
شکلات دوستی...! - تاریخ: 1391/12/30 ساعت: 15:27
من بچه بودم ، اونهم بچه بود همه چیز با یک شکلات شروع شد..من یک شکلات گذاشتم تو دستش..اونهم یک شکلات گذاشت تو دست من..سرم بالا کردم ، سرش را بالا کرد..دید که من را میشناسه...خندیدم .......گفت : ...دوستیم ؟گفتم : دوست ...دوست ...گفت : ...تا کجا ؟گفتم : دوستی که تا نداره !!!...گفت : تا مرگ ؟...خندیدم و...
نفس های دلتنگی...! - تاریخ: 1391/12/30 ساعت: 15:27
دلتنگی آمده تا بگوید به یادتهستماشکهایم جاری شده تا بگویم خیلیدوستت دارمحس و حال مرا خودت میدانی ،آنچه که قلب مرا به این روز انداخته را خودت میدانیتو خودت میدانی چقدر برایمعزیزی ، خودت میدانی و اینگونه مثل منبه عشق دیدنم مینشینیدر لحظه دیدارمان چه عاشقانهنگاه میکردی به چشمانموقتی فکر میکنم به آن لحظ...