خرید بک لینک
نفست چقدر شبیه

مردمک چشمم

دودو … می زند

...
ترسیده ای ؟

خسته ای شبیه خودم؟

و هراسان شبیه ثانیه ها

سنگین مثل دقیقه ها

وساعتها را…


راستی قولهایت را به چه قیمت به عبور زمان فروخته ای؟

من هنوز کنار رد پای گذشته ایستاده ام

خودم را به خواب نبودنت می زنم

چشمهایم چقدر چرت می زنند

میان لالائی حقیقت

کجای این نبودنها

به بودنم می خندی..

.........................................

نشاني ام عوض نشده ؛ هنوز در همين خانه ام..


فقط ديگر زندگي نمي کنم...

برچسب: نویسنده: میثم تاريخ: دوشنبه 23 بهمن 1391 ساعت: 2:18

صفحه بندی