....نمیپرسد آشنائی ...
مرده ام شاید ...؟
...دیروز....
در آئینه نبودم !
... به گمانم ، خودم هم از حال خودم بیخبرم ...
ها میکنم روی شیشه ها...
...بخار میگیرند از نفسم ...
... پس هنوز زنده ام !
........اسمم را ........
با انگشت مینویسم روی پنجره
باشد تا کسی ببیند ، مرا بخاطر آورد...
.........................................................
" سكوت "
دردناكترین پاسخ من ؛ به بی رحمی های آدمـهـاســت...
برچسب:
نویسنده: میثم