خرید بک لینک

آنقدر صبر کردم که صبر از دسته من خسته شد


آنقدر در سکوت خودم تنها ماندم


که حتی سکوت هم صدایش درآمد

خسته شدم صبر و سکوت هم هیچ مرهمی


بر درد من نداشت


و اما لحظه ای که خواستم بگریم


آن زمان بود که فهمیدم اشک با


من قهر کرده است


تا ناگهان درونم به صدا در آ مد


علاج تو فریاد است

فریاد

فریاد

فریاد...

.................................

مدتی ست زیاد حــرف میزنم.... ! امّــا.... « حــرفم » را نمی زنم...

برچسب: نویسنده: میثم تاريخ: دوشنبه 23 بهمن 1391 ساعت: 2:18

صفحه بندی