اون حلقه که تو دستته ، طناب اعدام منهستاره ی غرق به خون تو سفره ی شام منه تو اون جا غرق زندگی ، من این جا غرق مردنم مثل یه دیوونه دارم اشک می ریزم ، جون می کنم
از خونه بیرون می زنم ، طاقت موندن ندارم باید بیام ببینمت ، یه هدیه ای برات دارم چه قدر شلوغه کوچتون ، ببین چه شور و حالیه اما تو سفره عقدتون ، جای یه چیزی خالیه مگه می شه تو این لباس ، نبینمت رویای منفقط بذار نگات کنم ، چیزی نگو ، حرفی نزن
بی دعوت اومدم ببخش ، مهمون ناخونده منم خواستم کنار تو باشم ، لحظه ی پرپر زدنم چیزی برام نمونده که وصلم کنه به این زمین غیره یه رگ که بعد تو ، پاره می شه فقط همین