خرید بک لینک

پسرک و دخترک مشغول بازي بودند...
پسرک يک سري کامل تيله داشت و دخترک چندتايي شيريني با خودش داشت.
پسر به دختر گفت : من همه تيله هامو بهت ميدم؛ در عوض تو همه شيرينيهات رو به من بده !
دختر کوچولو قبول کرد اما پسر کوچولو بزرگترين و قشنگترين تيله رو يواشکي واسه خودش برداشت و بقيه رو به دختر کوچولو داد...!
اما دختر کوچولو در کمال صداقت و طبق قولي که داده بود تمام شيرينيهايش را به پسرک داد...
آن شب دختر کوچولو با آرامش تمام خوابيد و راحت خوابش برد ولي پسر کوچولو نمي توانست بخوابد ، چون به اين فکر مي کرد که همانطور که خودش بهترين تيله اش را يواشکي پنهان کرده شايد دختر کوچولو هم مثل او مقداري از شيرينيهايش را قايم کرده و همه شيريني هايش را به او نداده ...!!!
نتيجه داستان :
عذاب وجدان هميشه متعلق به كسي است كه صادق نيست اما آرامش سهم كسي است كه صادق است...
لذت دنيا متعلق به كسي نيست كه با آدم صادق زندگي مي كند بلکه آرامش دنيا سهم كسي است كه با وجدان صادق زندگي ميكند...
داستاني از پائولو کوئيلو

برچسب: نویسنده: میثم تاريخ: سه شنبه 1 اسفند 1391 ساعت: 2:09

صفحه بندی