فکر میکنی نبینمت،دلم برات تنگ نمیشه؟ ☆ ☆ ☆ بینه من و دله خراب،شروع یک جنگ نمیشه؟
فکر میکنی اگر بری،دیگه نمی خوامت تو رو؟ ☆ ☆ ☆ فقط میخوام بهت بگم،دوست دارم ولی برو!!
نمیدونی تو دل من،چه شعله ای سر می کشه! ☆ ☆ ☆ ظلم جدایی از نگات،دلم رو هر روز میکشه!!
ولی نمونده چاره ای،فرصته بودن ندارم ☆ ☆ ☆ نمیشه باز یه شب بیام ،دل رو کنارت بزارم!!
شونه به شونه بودی و،الان میگن باید بری ☆ ☆ ☆ هیچی ندارم که بگم،هیچی نمی خوام که بگی
بهم میگن دیگه بسه،از زندگیش برو کنار ☆ ☆ ☆ بذار بره،پیش کسی،که می مونه تا ته کار
برچسب:
نویسنده: میثم