چی میشد!!!!!!!!!!! - تاریخ: 1391/12/22 ساعت: 3:42
چی میشد " !!دنیـــــــــــــــایی پر از عشق و محبت داشتیم .برای دیدار هــــــــــــم دلی پر ز اشتیاق داشتیم .به جای تهمت و کینه .... بخل و حسد..دست رفاقت داشتیم .به جای خنده بر افتاده دست ...کمی غیرت و تعصب داشتیم.چـــــــــــــــــــــــی میشــــــــــــــــد !؟برادر رفیق و رفیق برادر داشتیم .هر کـ...
دوست دارم - تاریخ: 1391/12/22 ساعت: 3:42
تو ذهنم یک دنیـــــــــــــــــــــــــــــــــــا برات حرف عاشقانه دارماما.... به زبان.................... یک...................... کلام.دوست دارم..
مرغ عشق - تاریخ: 1391/12/22 ساعت: 3:42
تنها گرگها نیستند که لباس میش می پوشند!گاهی پرستو ها هم لباس مرغ عشق بر تن می کنند!!عاشق که شدی کوچ می کنند
سخنان بزرگان - تاریخ: 1391/12/22 ساعت: 3:42
<no title> - تاریخ: 1391/12/21 ساعت: 16:19
u200f۱۱ماه گذشت...بعضيادلشون شکست...بعضيا دل شکوندن...خيلياعاشق شدن وخيليا تنها...خيلياازبينمون رفتن...خيلیابينمون اومدن...گريه کرديم وخنديديم...تقريبا۹روز مونده، ۹روزاز همه اون خاطره ها!آرزو دارم نوروزی که پيش رو داريد آغاز روزهايی باشه که آرزوداريد.u200f
<no title> - تاریخ: 1391/12/21 ساعت: 16:19
عکسهايی از طبيعت شهر عزيزم بهبهان.اميدوارم خوشتون بيادادامه عکسها رو توی ادامه مطلب ببينيد...
<no title> - تاریخ: 1391/12/21 ساعت: 16:19
آنکه دوستش داشتم آدم با گذشتی بود((حتی از من هم گذشت))
<no title> - تاریخ: 1391/12/21 ساعت: 16:19
نگرانم نباشيدمن خوبم...از همان خوبهايی که پدربزرگم بود و صبحش مرد...
<no title> - تاریخ: 1391/12/21 ساعت: 16:19
شيرين بهانه بود!فرهاد تیشه ميزد تا نشنود صدای مردمانی را که در گوشش می خواندند: دوستت ندارد..
<no title> - تاریخ: 1391/12/21 ساعت: 16:19
گاهی ... ،آری ، گاهی هزار وبلاگ هم که عوض کنی و به هزار نام مستعار هم که بنويسی ، باز هم سنگينی حرفهايی را در دلت حس خواهی کرد، حرفهايی که نه می توانی به کسی بگويی و نه اينکه آنرا بنويسی ...به قول گيله مرد : گفته ها ، قطره ای از دريای نگفته هاست ...نميدانم شايد بايد چاهی پيدا کرد ...
<no title> - تاریخ: 1391/12/21 ساعت: 16:19
کوچيک که بودم ...شايد باورتون نشه ولی دنيا يه جور ديگه بود ...قسم ميخورم که راست ميگم ...خيلی چيزها الان هست که اون موقع نبود، از طرفی خيلی چيزها هم اون موقع بود که الان نیست ... ترجيح ميدم الانی ها رو نداشتم و اون موقعی ها رو داشتم ... کوچيک که بودم ...آره ... دنيا يه جور ديگه بود ...
<no title> - تاریخ: 1391/12/21 ساعت: 16:19
عمر شما از زمانی شروع می شود كه اختيار سرنوشت خويش را در دست می گيريد
<no title> - تاریخ: 1391/12/21 ساعت: 16:19
چه اشتباه بزرگيست، تلخ کردن زندگيمان برای کسی که در دوری ما شيرين ترين لحظات زندگيش را سپری می کند...
<no title> - تاریخ: 1391/12/21 ساعت: 16:19
هر آدمی که ميرود...يک روز يک جايی به يک هواِيیبر می گردد!!!هميشه يک چيز برای جا ماندن هست!حتی يک خاطره!!!
<no title> - تاریخ: 1391/12/20 ساعت: 12:54
اومدي شبيه بارون دله من خسته خاكهواسه اون نم نمه چشمات ، نميدوني چه هلاكهنمي دوني ، نميدوني واسه من چقدر عزيزيشايدم مي دوني اما منو باز به هم ميريزينمي دونم چي رازيه كه تو چشمات خونه كردههر چي هست اونقدر قشنگه كه منو ديوونه كرده
<no title> - تاریخ: 1391/12/20 ساعت: 12:54
كاش مي شد سرزمين عشق را در ميان گام ها تقسيم كردكاش مي شد با نگاه شاپرك عشق را بر آسمان تفهيم كردكاش مي شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز كردكاش مي شد با پري از برگ ياس تا طلوع سرخ گل پرواز كردكاش مي شد با نسيم شا مگاه برگ زرد ياس ها را رنگ كردكاش مي شد با خزان قلب ها مثل دشمن عاشقانه جنگ كردك...
<no title> - تاریخ: 1391/12/20 ساعت: 12:54
به یاد آشنایان آشنا باشبه پیوندی که بستیم با وفا باشهمیشه یاد تو در خاطرم هستتو هم هر جا هستی یاد ما باش
<no title> - تاریخ: 1391/12/20 ساعت: 12:54
جز من اگرت عاشق و شیداست بگوور میل دلت به جانب ماست بگو ور هیچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو،نیست بگو،راست بگو...!
<no title> - تاریخ: 1391/12/20 ساعت: 12:54
من عاشق آن دیده چشمان سیاهم بیهوده چه گویم که پریشان نگاهم گر مستی چشمان سیاه تو گناه است من طالب آن مستی و خواهان گناهم
<no title> - تاریخ: 1391/12/20 ساعت: 12:54
اگه : 2+2 = 4 H +2O = آب ابر + رعد = باران غم + چشم = اشک تنهائی + تاریکی = من عشق + مهر = تو پس : من - تو = مرگ !زیاد به ارتباطش فکر نکن ، به جمله آخر بچسب...